مقدمه
مقدمه
جاممه شناسي چشم اندازي مشخص و روشنگر در باره رفتار انساني با هدف مطالعه و شناخت عامي زندگي اجتماعي انسانها وفهم رفتارها وپيوندهاي گروهي است.مطالعه اي هيجان انگيز ومجذوب كننده كه موضوع اصلي ان رفتار ادميان به عنوان موجودات اجتماعي وآگاه است.
هر دانش وپژوهشي براي اينكه بر بنيان محكم واستوار بنا گردد بايستي بر مبناي اصول و روشهاي علمي تنظيم واجرا شده.ودر دسترس مسوولين ودست اندركاران قرار گيرد تا بر اساس آن برنامه ريزي نمايد.
بررسي تحول حيات اجتماعي انسان در طول تاريخ در جامعه هاي مختلف و روابط خاصي كه در تاريخ هر جامعه شكل گرفته و دگرگونيهاي به وجود آمده در جامعه ها ونيز آثار ونتايج حاصل از زندگي دسته جمعي كه نظامهاي اجتماعي مختلفي را بوجود امده است موضوع علوم اجتماعي را تشكيل مي دهد .بطور كلي و خلاصه مي توان گفت موضوع علوم اجتماعي شناخت پديده هاي اجتماعي است كه در زمان كم وبيش طولاني شكل گرفته است وپديده هاي اجتماعي حول محور انسان اجتماعي و ويژگيهاي آن دور مي زند.
« جامعه شناس پزشك اجتماعي است كه تشخيص درد مي دهد و راه علاج و راهكار ارايه مي دهد.»
در جامعه حاضر كه هر روزه مشكلات و مسائل فراواني پيش روي ادمي است و كارها بر مبناي ازمون و خطا انجام ميشود كمتر نظارت و پيگيري وجود دارد واز آنجا كه تاريخ بزهكاري و كجروي برابر عمر ادمي است انسان با حجم انبوهي از تمنيات خلق شده روبرو است و براورده ساختن ان تمنيات مايه رضامندي ميگردد.
پاره اي از اين تمنيات اگر براورده نشود نابودي انسان را به همراه دارد و پارهاي ديگر نيز در صورت برطرف نشدنادمي را تحقير و زبون ميسازد در مورد اول چنين است كه اگر ادم به تمناي سيري نرسد و گرسنه و تشنه بماند ميميرد.يا اگر به تمناي همسر و زنا شويي نرسد بي جانشين ميماند و از صحنه روزگار پاك ميگردد.در مورد دوم چنان است كه اگر رضامندي در براورده ساختن تمناي هنري بدست نيايد كدورت روح بوجود مي ايد در چنين حالتي نيروي خلاقه انسان نابود ميشود هر انساني در نوع خود ودر جاي خويش صاحب نيرويي خاص براي خلق نموده است .
اگر آن نيرو متجلي نشود پرو وبال پيدا نكرده پرواز ننمايد گره مي خورد و به شكلي ديگر سر باز مي كند اگر جلوي جوي آب روان گرفته شود آب به بيراه مي زند وآنجا كه بيراه زند چه بسا خرابي ببار مي اورد.
اعنياد يا وابستگي به دارويي طبيعي يا مصنوعي كه راه زوال را به ادمي تحميل نمايد و راه كمال راه فرو ببندد بلاي بزرگ قرن ماست . بلائي خانمانسوز كه تا كنون دفع نشدده و مرضي كه با داروهاي پيداشده درمان نگشته است . تابه امروز در سطح جهان ودر طول مبارزه ها ماموران و بشر دوستان به انواع اسلحه دست برده و با تجهيزات ممكن عليه اين اهريمن نبرد كردهاند ولي برابر آمار و داده هاي تاريخي حاصل بهترين مبارزه ها چيزي در حد تسكين بوده است تسكيني براي افكار عمومي مسكني براي بحراني اجتماعي وآرامبخشي براي پيشگيري از اين موج طوفنده چنان كه هرگز به درماني ريشهاي نرسيده واگر به فكر كسي رسيده كار بسته نشده است.
گمان ما در اين پروسه هميشه زنده اين است كه درمان ريشه اي بايد ابزار ريشه اي داشته باشد بهترين ابزار .شناخت .ريشه درد است به عبارتي اولين قدم در درمان شناخت درد است وما ريشه درد را در ميل آدمي به رضامندي شناخته ايم كه ذاتي بشر است و بشر چاره اي جزتمكين در برابر ان ندارد .بدين روي ميگويند: «خودت را بشناس تا جهان را بشناسي» .
اگر از سوي ديگر نگاه كنيم بر آورده شدن تمنيات دسته اول در مبحث بالا مايه تداوم زندگي است.آدم به تمناي زناشويي صاحب فرزند مي شود ونسل خود را حفظ و زندگاني آدميزاد را امتداد مي دهد .عشق به فرزند كه افسانه نيست در دل آدم لانه ابدي داشته از ازل آمده است اگر اين عشق با اين همه شدت نبوده اين همه زحمت براي نگهداري و تربيت فرزند لزومي پيدا نمي كرد .رضامندي در مورد زناشويي و وصال جسماني مايه ادامه گردونه حيات ادمي ميشود در اين باب رضامندي براي تداوم نسل يك وظيفه مقدس جلوه ميكند و در همين هال رضامندي به صرف راضي شدن بدون در نظر گرفتن وظيفه تداوم بخشي كيف نفس مي شود كه چون در بيراه رفتن دوام كند فساد را موجب مي گردد .
از همين نگاه به دروازه رضامندي هاي ديگر ميرسيم كه براي مثال رضايت هنري را برشمرديم .رضامندي هاي جسمي در آشكار معدوده بوده در پنهان بي شمار است و بي شمار تر از اينها رضامندي هاي رواني مي باشد كه بي نهايت زياد وبه همان درجه ناشناخته مي باشد . گروهي همه چيز را به گمان خود براي تكميل عيش فراهم نموده اند ولي چون راضي نشده اند .زهر را نيز چاشني گناه كرده به رضايت كاذب رسيده اند چنان مي نمايند كه نوع تمنيات و راههاي رضامندي و دلايل نا كامي وعلل رانده شدگي به شمار نمي آيد زيرا تاريخ بشر طولاني و تمنيات و حالات او بسبار است .ولي اين همه در چند چيز مشترك اند.
1-همه قديمند واين قدمت در ريشه اهمئيت دارد زيرا شاخه ها بيشمارند ولي صدها شاخه بر روي يك ريشه قرار مي گيرد اگر ريشه ها شناخته شوند شاخه ها خود به خود شناخته مي شوند ومرگ يك ريشه نابودي صدها شاخه است .
2-درمان نهايي كه تا كنون به كار رفته هيچ ريشه اي را خشك نكرده است بر عكس بيشتره هنگامه ها براي خشك كردن ريشه بيمار بر پا شده نه براي خشك كردن ريشه بلا
3-بشر هيچ چاره اي ندارد جز كوشش براي شناختن ريشه دردها زيرا تا ريشه ها شناخته نشود معلوم نيست چه دارويي مصرف شود تا علاج قطعي پيش آيد.
4-تا درمان ريشه اي پيدا نشده نبايد دست روي نهاد وشاهد خاموش هجوم بلا به قلب خانه وكاشانه مردم بود.
بدين منظور پس از 25 سال تلاش وآموزش در امر مربيگري هنرهاي رزمي دريافتم كه ورزشو توسعه و عموميت آن با اهداف وبرنامه ريزي فرهنگي وعلمي قادر است از بسياري ناهنجاري هاي اجتماعي وانحرافات جلو گيري نمايد .
همانطور كه تجربه ثابت كرده است اكثر انحرافات و كجروي هاي امروز ريشه در عوامل اجتماعي .تربيتي .آموزشي .اقتصادي .سياسي.فرهنگي و...دارد.
اگر اين عوامل را موئثر در كجروي اجتماعي .فصاد فكري وذهني افراد جامعه ببينيم مسلما ورزش با تكيه بر دو بال دانايي وتوانايي موجب بالا رفتن روحيه و اعتماد به نفس وعزت نفس شده و بعلاوه اوقات فراغت وبيكاري را كه مي تواند زمينه ساز ناهنجاري ها وبزهكاري ها شود به اوقاتي شيرين ودلچسب تبديل كند .
هر چند كه ورزش به تنهايي نمي تواند باعث عبور از بحران هويت و بي توجهي هاي اخلاقي گردد و شاهد بوده ايم كه بسياري از ورزشكاران مطرح و غير مطرح با حركات و برخوردهاي غلط باعث مي شوند كه اينان را نيز گاهآ انسانهايي مغرور وبي مبالات و فاقد اخلاقيات بدانند .براي پژوهشگر علوم اجتماعيكه در جامعه كند وكاو مي كند معضلات اجتماعي با طرح سئوال آغاز مي شود.
و به دنبال تحقيق در جستجوي علت و معلول ها با تلخي ها سختي ها پنهان كاري ها و... روبه رو مي شويم .
دختران وپسراني كه ديديم كه به پليدي هايي آلوده شده اند كه قلبت را به درد مي آورد .نفس گرم و پاك خود را تا اعماق وجودشان تيره كرده بودند و ديگر واژه نجابت شرافت و حيثيت براي آنان معنايي نداشت . سرمايه هايي كه به تاراج رفتند و پايمال و قرباني شدند و يا رو در روي جامعه خود ايستاده اند و تيشه بر گرفته به جان خويش و مردم خود مي زنند و در گردابي از نفرت دو جانبه اسير گشته اند به راستي چرا ما به اينجا رسيده ايم و چرا قشري كه مي تواند آينده ساز وطن باشد تمام هستي انرژي و دارايي خود را صرف مود افيوني كرده اند ؟
من به عنوان يك پژوهشگر علوم اجتماعي و با راهنمايي هاي استاد ارجمند آقاي مسعود ايمانيان كه صميمانه در تمامي موارد درسي و پژوهشي يار و ياور اينجانب بوده اند در جستجوي پاسخ اين مسأله و ايتكه چگونه مي توان با ورزش به مقابله با اين بلاي خانمان سوز رفت مي خواهيم با پاسخي شغايسته همگان را آگاه كنم و بدين منظور پا به عرصه ميدان هزار راه وپرپيچ وخم جامعه و زندگي گذاشته و حاصل تلاش و پژوهش خود را پيش روي شما مي گزارم.
جواد درویش